داستان رابین هود را همگی در خاطر داریم ، دزدی که از ثروتمندان گرفته و به فقرا می بخشید و قطعا محبوب دل مردم بسیاری است و ظاهرا دزدی آنجا که به نفع مردم است تبدیل به امری محبوب و پسندیده می شود .

مقاله ی امروز در مورد همین اخلاق نسبی است که چیزی بنام دروغ مصلحتی اختراع کرده و دزدی را نیز آنجا که خیری دارد حتی ممکن است کاری شرافتمندانه بداند . در این نوع اخلاق چیزی را نمی توان یافت فی نفسه بد و زشت باشد بلکه موقعیت است که تعیین می کند زشت و زیبا چیستند ، یعنی در موقعیت و موارد خاص چه بسا قتل و غارت نیز ضروری و امری اخلاقی شمرده شود .

ما امروز به قهرمانان ملی وطنی در حوزه ی معامله گری میپردازیم ، قهرمانانی با عناوین و پوشش های مختلف که در باورهای کمونیسمی چپی اکثرا یکسان می باشند یعنی همگی باور دارند همه چیز و همه کس باید رایگان و در اختیار عموم جامعه باشد . در فضای مجازی معمولا با اکانت هایی که تصویر تیلور فیلم فایت کلاب یا پیکی بلایندرز را دارند فعالیت کرده و خود را حامی و مدافع ملت معرفی می کنند و شروع به پابلیک کردن آموزش های پولی کرده و گه گاهی نیز به شارلاتان ها و شیادهای دنیای مالی می پردازند و سعی میکنند آنها را رسوا کنند .

نکته ی عجیب و خنده دار در این میان شوخی های تلخ روزگار با ماست زیرا اکثر این افراد پس از آنکه طرفدارانی بدست می آورند روی همانها را که نسبت به آنها انتقاد داشتند سفید می کنند و دست به کلاهبرداری های وسیع و گسترده می زنند بطوری که رفته رفته اصل ” هرچه بیشتر مدافع ملت باشی کلاهبردارتر خواهی بود ” هر روز بیشتر از دیروز به اثبات می رسد و ظاهرا قطعی ترین راه برای شهرت یک شبه و سپس کلاهبرداری جا زدن خود به عنوان حامی مردم است .

دسته بندی شده در: