شاید شما هم با قطعی اینترنت به این فکر افتاده اید که چرا در این کشور مرتکب بدترین اشتباه ممکن شدید و شغل خود را طوری انتخاب کردید که وابسته به اینترنت باشد ؟ بنده ی حقیر روزی نیست که خود را از این بابت لعن و نفرین نکنم و میخواهم نقدی بر این وضعیت بنویسم که در ادامه خواهید خواند .

از گذشته شروع کنیم ، از روزی که کامپیوتر و اینترنت وارد این کشور شد ! شاید بسیاری از شما آن دوران را بخاطر نیاورید اما کسانی که بخاطر می آورند تصدیق خواهند کرد که دیدگاه جامعه و آحاد مردم و دولت که چکیده ی آنهاست توام با تحقیر و تمسخر بود و هنوز هم برای بسیاری همین است ! این تحقیر و تمسخر را قطعا بسیاری از شما بخصوص آنهایی که به نحوی با تکنولوژی یا هنر مرتبط هستید حس کرده اید . حتی داستان های عارفانه ی ما نیز در این راستا هستند که روی آب راه رفتن هنر نیست ، ساخت شاهکاری مثل ارباب حلقه ها هنر نیست ، هنر فقط و فقط زندگی عادی است !! هنر این است که سریعا استخدام دولتی شوی یا مغازه ای کوچک باز کنی و تشکیل خانواده بدهی ، مابقی مسائل از اساس بچه بازی است !!

این نگرش ” بچه بازی ” در بسیاری از بزرگسال های ما وجود دارد و بعد از گذشت دهه ها همچنان حاضر نیستند بپذیرند که در این زمینه کامل شکست خورده اند ، کامپیوتر بچه بازی نبود ، شبکه های اجتماعی بچه بازی نبودند ، هک و امنیت بچه بازی نبود ، سینما بچه بازی نیست ولی این عزیزان که سن و سالشان از صد نیز تجاوز کرده است نمیخواهند دست از دیدگاه های خود بردارند و در عوض شیرفلکه ی اینترنت را می بندند .

در خاطر دارم آن اوایل که اینستاگرام مد شده بود به عزیزی که میان سال بود توضیح میدادم که این پلتفرم خطرناک است و هرکه آن را در دست داشته باشد قدرت روایت گری خواهد داشت ، لایک ها و عکس ها را می توان کاوش کرد و به اطلاعات مفیدی از کشورهای مختلف دست یافت و در مرور زمان حتی می توان جوامع را با آن تغییر داد و ارزش های دیگری خلق کرد !!! و جواب آن عزیز چه بود ؟ با خنده و تمسخر عرض کردند که لایک و عکس آنها به درد هیچکس نمی خورد !! و باور کنید یا نکنید هنوز هم دیدگاه بسیاری از دولت مردهای ما به شبکه های اجتماعی و در کل به اینترنت و کامپیوتر همین است !

اگر یک سیستم عامل مثل لینوکس خلق کنید ، یک رمان ناب بنویسید ، زبان ماشین یاد بگیرید ، مدارهای الکترونیکی خلق کنید ، نقاشی های زیبا بیافرینید همچنان بچه بازی خواهد بود ، برای که ؟ برای پیرمردهای سن و سال گذشته که نمیخواهند بپذیرند که همین چیزهایی که بچه بازی می خوانند قدرت روایت را خلق می کند و قطعا راوی پیروز است ! گذشت آن زمان ها که با قدرت نظامی و غیرهم بتوان غالب بود ! الان روایت گر غالب است و چقدر باید کور باشید که نبینید غرب با همین چیزهایی که بچه بازی خواندید قدرت روایت گری را در دست گرفت و فرهنگ خود را به دیگران بدون اجبار تزریق کرد ! پیرمردهای کشور ما بجای آنکه روایت خود را بیافرینند برای اینترنت یک شیرفلکه ساختند و مدام با هر بهانه ای قطع میکنند بدون آنکه فکر کنند زندگی بسیاری به آن وابسته است .

متاسفانه کشورهایی مثل چین و روسیه و کره شمالی و ایران سانسور را به جنگ روایت ها ترجیح میدهند و این خود نیز گواه است که روایت را باخته اند بد هم باخته اند و البته سعی میکنند با قدرت نظامی این شکاف را پر و جبران کنند اما غیر ممکن است ! فرهنگ و روایت همیشه پیروز است و هیچ قدرت موشکی نمی تواند با قدرت یک رمان یا ترانه یا حتی گیم مقابله کند زیرا از قلب همین هاست که آن ذوق و شوق علمی که پیشرفت می آورد زاده می شود !

به هرحال ، اینترنت همچنان قطع است و هرکدام از ما که شغلمان وابسته به اینترنت است باید یک دستگاه بیلچه و کلنگ تهیه کنیم و سری به میدان کارگری بزنیم و به دنبال سایپاها برویم ! ما در زمان و مکان اشتباه یک شغل اشتباه انتخاب کردیم و ظاهرا زودتر از موعد زاده شدیم مانند آن اولین رپر ایرانی بخت برگشته ای که اعدام شد !!!

موفق و پیروز باشید ، شیخ رینزایی

دسته بندی شده در: