داشت برای جنگ آماده می شد …
تا می توانست خوراکی و لباس و پتو انبار میکرد …
و شروع به مطالعه ی جنگ کرد !
صدها جلد کتاب در مورد جنگ خواند
از بروزترین ابزارهای جنگی تا استراتژی های مختلف
بالاخره جنگ شروع شد
و مرد قصه ی ما با اولین شلیک گلوله
همه چیز را رها کرده و پا به فرار گذاشت !

رویدادها در آینده اند و ما از اکنون به پیشواز آنها می رویم ! سعی میکنیم آنها را در ذهن خود شبیه سازی کرده یا موقعیت های مشابه بیافرینیم و از این طریق احتمالات را پیش بینی کرده و خود را برای رویایی با آن رویداد آماده کنیم اما هرچه کنیم همچنان شکاف میان واقعیت و واقعیتی که ما در ذهن حدس زده ایم باقی خواهد بود پس قطعا سوراخ سمبه ای خواهد بود که به تصور ما خطور نکرده و همان سوراخ سمبه ما را در آینده غافل گیر خواهد کرد ! برای مثال بعد دیدن دوره و ده ها ساعت بک تست و خوب پیش رفتن همه چیز ، ناگهان با لمس واقعیت یعنی حساب واقعی ، متوجه میشویم که اضطراب این کار ما را خفه می کند و مشکل ما دقیقا همین است نه آن چیزهایی که پیش بینی کرده بودیم …
خلاصه که دوستان ، بهترین راه برای غافل گیر و شوکه شدن ، برای اینکه کاری رو انجام نَـــــــــدَهیم برنامه ریزی زیاد و افراطی است .

حتی اگر قادر نیستید حساب واقعی باز کنید یک حساب سنتی باز کنید تا واقعیت را لمس کنید و آن را بسیار متفاوت از دوره ها و حرف و حدیث ها خواهید یافت

داستان و متن : شیخ رینزایی 💐

🆔 @TradingGalaxy 🪐

دسته بندی شده در: