من قویا به این موضوع باور دارم که
هر چیزی در عالم در حال حرکت به سمت میزان و تعادل خود است و هر چیزی یا اتفاقی که در جهان رخ بدهد یا وجود داشته باشد قطعا متضاد آن نیز وجود دارد و اتفاق خواهد افتاد تا چیزها و پدیده ها را به تعادل ببرد.
من قویا به این موضوع باور دارم که نظم و تعادلی پنهان در عالم وجود دارد که هستی در قلب آشوب و هرج و مرج پنهانش کرده است تا دست کسی بدان نرسد و از این روی چیزها و اتفاقات شانسی و تصادفی بنظر می رسند در حالی که هیچ چیز شانسی و اتفاقی نیست .
من قویا به این موضوع باور دارم که اتفاقات رخ می دهند زیرا چیزها باید به سمت میزان و تعادل حرکت کنند تا در کنار یکدیگر و با هماهنگی یکدیگر منجر به تعادلی بزرگتر بشوند و این منجر به تو در تویی عالم و چیزها می شود یعنی هر چیزی از چیزهایی ساخته شده است که شبیه به آنهاست و در کنار دیگر چیزها چیزی خواهد ساخت که به خود شباهت دارد .
من قویا به این موضوع باور دارم که اگر چیزی یا اتفاقی منجر به خروج از حالت تعادل شود در راستای نظم و تعادلی فراتر و بزرگتر است و در عالمی که تو در تو می باشد چیز کوچکتر نامتعادل میشود تا چیز بزرگتر به تعادل برسد .
من عمیقا باور دارم هر چیزی برای رسیدن به توازن به حد و حدودی نیاز دارد تا با رسیدن به میانگین آن حدود ها ، خود را متعادل بکند یعنی اگر بالا باشی پایین خودبخود پدید می آید تا از این طریق به جمع مشترک این دو یعنی وسط برسی و متعادل شوی .
من عمیقا باور دارم که با انضباط سخت روحی و شکستن حدود ذهنی و همچنین با مشاهدهی ژرف عالم و پدیده ها می توان به اصولی که بالاتر ذکر شد دست یافته و به فهمشان نائل شد .
و از این حیث چون تمام چیزها می کوشند به توازن با خود و عالم برسند و انسان در این تو در تویی به تقلید از خالق خود عالم های مختلفی مانند بازار و … پدید می آورد ، بازار را متفاوت از عالم نخواهی یافت و تمام سبک های مختلف بازار را تفسیری بر تعادل یا حرکت به سمت تعادل خواهی یافت .
برای مثال Base در تودرتویی رنج است ، ساخته می شود تا تعادل را برقرار کند و از تعادل خارج می شود زیرا باید Base بزرگتری بسازد و در حقیقت آنچه که تو بنام حرکت شارپ میدانی ، متعلق به بازار رنجی است که به تایم فریم آن دسترسی یا اطلاع نداری !! از این حیث که بازار را بنگری Base را رنجی میبینی که در کنار یک بیس دیگر حدودی پدید می آورند که قیمت در آن گیر کرده و بازار رنج دیگری می سازد که خود آن نیز در مقیاس زمانی بزرگتری Base است و الی اخر … و به این حدود در RTM فلگ لیمیت می گویند !
با این پیش نیازها باید خدمت شما عرض کنم تمام برداشت من از سبک RTM این موضوع است که شما در حقیقت آنچه که معامله میکنید گوشه های رنج است و یا خط طلایی تعادل تایم فریم هایی بالاتر را در تایم فریم پایین تر که به اختصار خودتان به آن SSRLINE می گویید و اغلب می توان در بازه های زمانی بزرگتر با اندیکاتور مک دی آن خطوط طلایی و تعادل را بدون این حجم از درگیری بدست آورد ، البته داستان قطعا از این پیچیده تر است و ولی انسان های تنبل همیشه راه حل های ساده تری پیدا می کنند 😉
اگه حرف منو باور ندارید هرچیزی پیدا میکنید تو تایم فریم های خیلی بالاتر خودتون نگاه کنید😝